معين الدين نطنزى

40

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

كفايتى و كياستى كه داشت چه به صلح و چه به جنگ و وعد و وعيد و فريب و تنكيب بر مقتضاى مصلحت هر وقت چنان كه دانست به ظهور رسانيد ، و به اندك وقتى لرستان را در قبضهء تسخير آورد . و چون كاردارى و كامكارى مهيا و مهنا شد دوال غرور بر طبل عصيان بزد و پشت تمكن بر چار بالش اتابكى بنهاد . بعد از آنكه يكچندگاه به سياست و عدالت مملكت را صافى گردانيد و شريران هر حشم را چنان كه سزد گوشمال داد درگذشت و مملكت را به فرزندان يادگار گذاشت . پنج پسر داشت : هزار سف ، و بهمن ، و عماد الدين پهلوان ، و نصرت الدين احمد ، و قزل . پس به حكم وصيت ، پسر مهين و بهين او [ هزار سف ] قايم‌مقام پدر شد . [ هزار سف ] و به ايام دولت خود دار الاسلام مال [ مال امير ] را دار السلطنه ساخت ، و چنان معمور گردانيد كه رشك بهشت و نمونهء ارم شد ، چنان كه از هر جائى اصول و فحول هر قوم و قبيله متوجه آن ممالك گشتند . از جمله قومى بسيار و حشمى بىشمار از جبل السماق شام بيامده بودند ، مثل گروه عقيلى از نسل عقيل بن ابى طالب ، و جمعى هاشمى ، از نسل هاشم بن عبد مناف ، و ديگر طوايف متفرقه از هر جاى و هر مملكت ، چنان كه : آستركى ، و مماكويه ، و بختيارى ، و بندانى و زاهدى ، و علائى ، و كوتوند ، و راكى ، و جاكى ، و هازفتى ، و مموئى و كمانكشى ، و مماسنى ، و زلكى ، و امثال ذلك بيامدند كه اگر متعرض شرح هريك از اينها گرديم اطناب يابد . چون به واسطهء وصول اين طايفه كار هزار سف بلند و قوتى تمام يافت به ضرب شمشير شولان را از لرستان بيرون كرد و تمامت آن سرزمين كه به طول صد فرسنگ و به عرض هشتاد فرسنگ باشد ، ضبط نمود و گز در گز به احشام و قبايل تقسيم كرد . و برادران را هريك به ولايتى بنشاند . استيلاء او به زمان اتابك تكله سلغرى [ بود ] چند كرت سپاه اتابك به دفع او آمده بودند ؛ بشكست ، و تا چهار فرسنگى اصفهان را داخل مملكت خود گردانيد ، و از طرف فارس تا ولايت خشت و ماهور نيز متصرف شد . و روز به روز كار او در عروج بود . بعد از آن دست به زراعت و عمارت